امشب دلم گرفته مي خوام بگم دوباره
بازم بگم از غصه از گريه ها ناله
بگم ز غم مهدي بگم دلش گرفته
استخواني در گلو خواري به چشم رفته
امشب قصه غم رو بايد با مهدي شنيد
اوني كه غير بابا امشب كسي رو نديد
آخه مي دونين چيه توي شهر سامرا
تو حرمم امامم بمب گذاشتن نامردا
حرم رو خراب كردن به دل چقدر غم زدن
قصه كربلا رو دوباره تازه كردن
خلاصه مي گم امشب دل آقا گرفته
اما فقط از بمب نيست كه قلب اون شكسته
نامه اعمال ما كرده آقا رو خسته
گناه و بي حيايي پشت اون رو شكسته
آخه مي دونين چيه آقامون مهربونه
اين گناه و زشتي ها پشت اون رو سوزونده
شب جمعه كه ميشه كارنامه هاي ما ر
و بدست آقا ميدن تاا بخونه اونها رو
بدونه ما آدمها چقدر كثيف و پستيم
كه با گناه و ستم پشت اون رو شكستيم
اون موقع چشم آقا از دست ما تر ميشه
با سوز و آه آقا هي كارها بدتر ميشه
به ما ميگه ببينين هر روز من رو مي خونين
اما به وقت عمل قفلبم رو مي سوزونين
اما فكر كنم آقا ميون اون همه درد
نفرين نكنه ما رو فقط نگاه كنه سرد
آي آدمي كه داري درد دل رو مي خوني
كلات رو قاضي بكن ببين آيا تو مردي
آيا تو هم مانند اهل كوفه مي موني
حسين رو دعوت كني بعد پشتش رو بشكوني
به همه ميگم اينجا بدون هيچ تعارف
آقا از ما راضي نيست بدون هيچ تكلف
تا وقتي كه اين گناه قلبها رو تاريك كرده
آقا هرگز نمي آد چونكه دلش شكسته
به اميد كي بي آد؟ به اميد من و ما
تا كه بهش پشت كنيم تو موقع هاي تنگنا
بياين با هم فكر كنيم دنبال چاره باشيم
اگه آقامون اومد ما هم باهاش يار باشيم...
با اینکه این مطلب ربطی به موضوع وبلاگم نداره ولی چون یه پاسیه دو آتیشه ام باید می نوشتم:
خبر غم انگيز انحلال باشگاه قديمي و پر افتخار پاس را با كمال تاسف همه شنيدند خبري كوتاه ولي پر محتوا ،باشگاه پاس به الوند همدان واگذار شد((همين))حضور تيمي از همدان در ليگ برتر مايه مسرت و شادماني است اما به چه قيمتي ،اين تصميم حتما در تاريخ ورزش اين مملكت مي ماند و آيندگان در مورد آن قضاوت خواهند كرد اما چگونه ؟الله اعلم.
ديروز مردان بزرگي از افسران نظامي دور هم جمع شدند و از دانشكده افسري به همت والاي خود نطفه پيدايش پاس يزرگ را بوجود آوردند مردان بزرگي كه كارهاي بزرگ از آنان ساخته است ،مرداني مانند:فريدون صادقي ،داريوش اسدالهي،حشمت مهاجراني و ....
در راستاي اين حركت در مكتب نظم و صلابت و قدرت و فرهنگ،قطب سوم بوجود آمد كه همگان آن را باور كرده و بر آن صحه گذاشتند .در ادوار مختلف اين باشگاه بزرگ مرداني پا به عرصه فوتبال اين مملكت گذاشتند كه نام آنها در تاريخ ورزشي اين مملكت خواهد ماند:رنجبر ،مهاجراني ،حبيبي،حلوايي ،شرفي ، كازراني، شاهرخي ، فركي ،نيك نفس،صادقي و مناجاتي از دوران اوليه اين باشگاه .در دوران مياني فيروز كريمي ،غلامپور ،خاكپور،ماركار ،رضايي منش،استيلي،گروسي ،مديرروستاو...نسل فعلي رودباريان،نصرتي،برهاني ،نكونام،هاشميان و ...كه حضور اين ستارگان نه تنها در ايران بلكه در اروپا نيز به وضوح ديده مي شود ،آيا فراموش كرده ايم قبل و بعد از انقلاب فقط نام پاس در مقابل دو بزرگ تهراني هزاران نفر ار به استاديوم مي كشاند. براستي يادمان رفته مسابقه پاس و پرسپوليس در امجديه كه حضور هزاران نفر را در استاديوم به همراه داشت و باعث شد براي هميشه بازي هاي پرسپوليس به آزادي انتقال يابد.
براستي به فرض اينكه هفده مسابقه ليگ در همدان برگزار گردد فقط به اندازه مسابقه رفت پاس با پرسپوليس و استقلال تماشاگر خواهد داشت؟؟؟به راستي چه زود فراموش كرديم درخشش پاس در تخت جمشيد را و چه زود فراموش كرديم قهرماني هاي پاس در جام آزادگان و ليگ برتر را و از همه مهمتر جام باشگاههاي آسيا را.
البته اين سنت لامحاله روزگار است كه مردان بزرگي در تاريخ وارد مي شوند و يادگاري از خود بنا نهاده و تا ابد جاويدان مي مانند و بعضي....؛خدا نخواسته باشد كه ما تصميم گيرندگان فعلي از دسته دوم باشيم و ميراثي را كه بزرگان گذشته بدست ما داده اند و ما امروز متولي آن هستيم به تاراج گذاشته و باعث نابودي آن گرديم براي هيچ كس قابل قبول نيست كه ببينيم اين تيتر را زده اند:
خداحافظ تيم سبز پوش
بلكه افتخار در اين است كه همه دست در دست هم داده اين مكتب نظم و انظباط و فرهنگ را پاس بداريم و نگذاريم نام ما تا ابد به عنوان ويرانگر و نابود كننده در تاريخ ورزش اين مرز و بوم باقي بماند . به اميد برافراشته شدن پرچم سبز پاس بزرگ،مظهر نظم و انظباط و جوانمردي در كليه ميادين ورزشي ايران و آسيا.
از طرف جمعي از طرفداران پاس در شهرستان ري
زينب (س) سومين فرزند مهد ولايت است که در سال پنجم يا ششم هجري ( 2 يا 3 سال پس از ولادت امام حسين (ع) ) در مدينه چشم به جهان گشود. هنگام ولادت او رسول خدا (ص) در سفر بودند. از اينرو حضرت فاطمه (س)، رو به حضرت علي (ع) کرده و از ايشان خواستند تا نامي براي فرزندشان انتخاب کنند. اما ايشان در پاسخ فرمودند: « من بر پدرت سبقت نميگيرم، صبر ميکنيم تا ايشان از سفر بازگردند.»
هنگاميکه پيامبر (ص) از سفر بازگشته و خبر ولادت فرزند حضرت زهرا (س) را از حضرت علي (ع) شنيدند، فرمودند: « فرزندان فاطمه (س)، فرزندان منند ولي خداوند درباره آنان تصميم مي گيرد.» در همين هنگام جبرئيل نازل شد و پيام آورد که خداوند ميفرمايد: « نام اين دختر را زينب بگذاريد که اين نام را در لوح محفوظ نوشتهام.» آنگاه رسول خدا زينب را گرفت و بوسيد و گفت: « توصيه ميکنم که همه، اين دختر را احترام کنند، که مانند خديجه کبري است. » يعني همانطور که فداکاريهاي خديجه در پيشبرد اهداف پيامبر و اسلام بسيار ثمربخش بود، ايثار، صبر و استقامت زينب در راه خدا نيز در بقا و جاودانگي اسلام از اهمّيّت ويژهاي برخوردار است.
زينب (س) بيش از 5 سال وجود رسول اکرم (ص) را درک نکرد و در سال يازدهم هجرت، غم هجران جدّ بزرگوار خود، محمد مصطفي (ص) را بر جان نشاند. گويي پرواز رسول اکرم آغاز محنتهاي زينب بود. چند ماه بعد غم فقدان مادري که فخر زنان عالم بود نيز بر جان خستهاش نشست و دل کوچکش را در اين مصيبت عظيم غصهدار ساخت. او که از وجود پيامبر اکرم بهرهها برده و در دامان مهر و عطوفت زهراي اطهر از جرعههاي معرفت سيراب گشته بود، حديث صبر و استقامت را در دفتر وجودش نگاشت؛ چرا که خبر مصائب و محنتهايي را که در مسير عمرش با آنها روبهرو ميگشت از رسول خدا(ص) شنيده بود.
زينب در خانهاي تربيت شده و رشد يافته بود که عاليترين نمونه يک خانواده بود و در طول تاريخ زندگي بشر، خانوادهاي به اين بزرگي و عظمت نيامده و نخواهد آمد. او ايستادگي مادرش را در دفاع از حق، در ماجراي فدک ديد و سکوت پدرش را در 25 سال مظلوميت به بهاي حفظ دين پيامبر شاهد بود. صبر حسني را که زمينهساز قيام حسيني بود، لمس کرد و بانويي آبديده شد براي حضور در ميدان کربلا. غيبت مادر محبت ميان زينب و حسين را دوچندان ساخت. گرچه او از برادران خود کوچکتر بود، اما هرگز از محبت به آنان دريغ نورزيد. موعد ازدواج که فرا رسيد عبدا... بن جعفر طيّار افتخار همسري او را يافت؛ مردي که نخستين مولود مسلمين در حبشه بود و به سخاوت و شجاعت شهره. زينب شرط همراهي با برادر را ضمن ازدواج عنوان کرد و مردانگي عبدا... او را بر آن داشت تا اين شرط را با جان و دل بپذيرد. او که از شجاعان نبرد صفين و از ياران فداکار حضرت علي (ع) بود، در کنار زينب قرار گرفت تا به شرف همراهي حسينبنعلي (ع) در واقعه عاشورا نائل گردد. گرچه به پاي جسم همراه کاروان نشد، اما حضور همسر و فرزندانش در اين حماسه و سفارش آنان به حمايت و حفاظت از مولاي عشق او را نيز سربلند ساخت.
زينب که حوادث دردناک بعد از رحلت پيامبر (ص) را مشاهده کرده و از آن عبرت گرفته بود، در نيمه دوم دهه ششم از زندگي پر فراز و نشيب خود، پا به کربلا نهاد. او ميدانست که پس از رحلت رسول اکرم (ص) و مادر بزرگوارش و پس از شهادت پدرش حيدر کرار و برادرش حسنبنعلي (ع) ميرود تا برگهاي آخرين دفتر زندگي خود را با خون عزيزان خويش رقم زند. کربلا براي زينب پايان راه نبود، بلکه سکويي بود براي پرواز به اوج عظمت انسان. و او در اين معبر، پرچم هدايت حرکت امت را در بستري از هجران به اهتزاز درميآورد و با گذر عزّتمندانه از خرابههاي کاخ امويان، شاعرانهترين غزل عرفان را بر بلندي تاريخ ميسرايد. و بدينسان شاه بيت غزل زندگيش را بر زبان ميراند که: « ما رأًيت الا جميلا »
مصائب کربلا سپري شد و زينب پا به شهر رسول خدا (ص) ( مدينه ) گذارد. اين آغاز افشاگري مظالم آلاميه بود. در اثر خطبههاي پرشور و افشاگرانه زينب (س) شعلههاي بيداري در مردم مدينه برافروخته ميشود. ورق برميگردد و مردم آماده قيام و خونخواهي شهيدان کربلا ميشوند. زمامداران فاسد، همان کسانيکه فکر ميکردند با کشتن حسينبنعلي (ع) فاتح و پيروز خواهند شد، سعي بر آن دارند تا گناه عظيم خود را بر گردن ديگري بياندازند. يزيد ميگويد: « خدا لعنت کند اين مرجانه را ! » و عبيدا...بن زياد ميگويد: « گناه از عمربنسعد بود. » و ....
ديگر در هيچ جاي مدينه و مکه جايي براي خودفروختگان دستگاه اموي نمانده بود.
عمر بانوي حماسهآفرين، پس از واقعه کربلا ديري نپاييد. يک سال و نيم پس از آن روز غمبار در پانزدهمين روز از ماه رجب سال 62 ه.ق، زينب نيز به کاروان سفر کردگان کربلا پيوست و از رنج و محنت دنيا آسوده شد. هنوز مدت زيادي از وفات او نگذشته بود که پيشگوييش در کاخ يزيد به وقوع پيوست و طومار ننگين حکومت اموي در هم پيچيده شد در حاليکه تنها 4 سال از واقعه کربلا ميگذشت.
درمورد محل دفن پيکر مطهر شيرزن کربلا، اختلاف نظر است. گروهي مدينه، برخي مصر و برخي شام را مدفن ايشان ناميدهاند؛ اما مهم نيست که خورشيد در کجا غروب کرده است. آنچه اهمّيّت دارد شعاع آن آفتاب روشناييبخشي است که در طول زمان مستدام و پرفروغ است.
در مورد وقاع زندگي حضرت زينب (س) به مقالات مندرج در سايت www.zeynab.com استناد گرديد.