كيستم من كه تويي در كوي من گاه خنجر مي كشي بر روي من
كيستم من قدر من نشناختي آمدي اندر حريمم تاختي
كيستم من مهدي(عج)زهرا منم مصطفي و حيدر و زهرا منم
كيستم من بارهادرغصه ام انداختي بارها ديدي مرا نشناختي
بارها شد بر تو كردم التماس با عدوي من چرا داري تماس
بارها با هر گناه و هر بدي آمدي بر روي من سيلي زدي
تو كه اي هر چه بدي بيني زمن ميكشي بازم ز رحمت ناز من
تو كه اي دست مرا پر مي كني پيش خوبانت مرا حر ميكني
تو كه اي ناديده مي گيري خطا مي كني جاي خطا بر من عطا
اي خدايم اي خدايم ا ي خدا كه به من گفتي به سوي من بيا
گزيده اي از نيايش هاي عارفانه شهيد دكتر چمران
خدايا! هدايتم كن!زيرا مي دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.
خدايا! هدايتم كن !كه ظلم نكنم،زيرا مي دانم ظلم چه گناه نابخشودني است.
خدايا! نگذار دروغ بگويم ،زيرا دروغ ظلم كثيفي است.
خدايا! محتاجم مكن كه به كسي تهمت بزنم ،زيرا تهمت، خيانت ظالمانه اي است.
خدايا! ارشادم كم بي انصافي نكنم ،زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.
خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم ،كه بي احترامي به يك انسان،همانا
كفر خداي بزرگ است.
خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده ،تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم.
خدايا! پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه گر ساز ، تا فريب زرق و برق عالم خاكي ،مرا از ياد تو دور كند.
خدايا! من كوچكم ، ضعيفم ،ناچيزم ،پركاهي در مقابل طوفانها هستم،به من ديده اي عبرت بين ده ،تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستي بفهمم و بدرستي تسبيح كنم.
خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفته،تو را به عدالتت سوگند مي دهم كه مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهي.
خدايا! مي خواهم فقيري بي نياز باشم ،كه جاذبه هاي مادي زندگي،مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.
خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم ،تا در غوغاي كشمكشهاي پوچ مدفون نشوم.
خدايا! دردمندم، روحم از شدت درد مي سوزد، قلبم مي جوشد، احساسم شعله مي كشد و بند بند وجودم از شدت درد صيحه مي زند،تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.
خسته شده ام ،پير شده ام ،دلشكسته ام ،نااميدم،ديگر آرزويي ندارم،احساس مي كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست ،با همه وداع مي كنم و مي خواهم با خداي خويش تنها باشم .
خدايا! به سوي تو مي آيم از عالم و عالميان مي گريزم،تو مرا در جوار رحمت خود سكني ده.
معشوق و می و باده به وقت سحر افتاد
فرا رسیدن ماه ضیافت اکبر خدا ،ماه نورانیت دل ،ماه خودسازی وماه زیبای قرآن بر تمام مسلمانان و شیعیان جهان(به خصوص ایرانیان) مبارک باد .
|
|
مناجات رمضان
اين خونه مال تو يا مال من رمضون ماه تو يا ماه من
تو ضيافت خونه وا كردي يا من توئي كه مهمون دعوت كردي يا من
من كه امشب در خونت اومدم مهمونم با كارت دعوت اومدم
اومدم از بدي ها جدا بشم اومدم با خوبها آشنا بشم
اگه گفتن اين كيه چي كار داره بگو از صابخونه انتظار داره
اين نمكدون شكن بيست سالمه گناهاش اندازه يه عالمه
من صدا كرده بودم كه غفارم اينم اومده ميگه گنهكارم
با وجودي كه بده دوسش دارم اين نبود كي مي دونست كه غفارم
اگه من ردش كنم كجا بره غصه هاي دلش رو به كي بگه
حاضرم بهش بدم هرچي مي خواد ولي مي ترسم بره ديگه نياد
***********************************
يا رب ار نگذري از جرم و گناهم چه كنم ندهي گر به در خويش تو راهم چه كنم
گر نخواني و براني و كني نوميدم به كه رو آرم حاجت ز كه خواهم چه كنم
گر ببخشي گنهم شرم مرا آب كند ور نبخشي تو به اين روي سياهم چه كنم
نتوانم گنهم را ز كه تو كتمان بكنم كه تو بودي به همه حال گواهم چه كنم
اي خدا كن كرمي ، مرحمتي ، امدادي كاروان رفت و من مانده به راهم چه كنم
اتل متل جدايي
جانباز شيميايي
قشنگتر از ماه و مهر
استاد خوبم سپهر
رفتي و با رفتنت
جامونده اين پيرهنت
پيرهن خاكي
تو نشون پاكي تو
سروده هات پيامه
نشونه يك قيامه
قيام بر ضد دشمن
دشمن دين و ميهن
با دشمناي نا اهل
با لشگر ابوجهل
بسيجيا شبيخون
دل آقا نشه خوت
گرداناي عاشورا
آهاي اعضاي شورا
جنگه ولي بي تركش
با آرامش، بي ارتش
الو الو فلسطين
چي شد دشمن بي دين
الو الو بچه ها
بريد توي كوچه ها
خط مقدم اونجاست
جنگ هنوزم پا برجاست
كي گفته جنگ تمومه
خواب و خوراك حرومه
تازه شروع كاره
موشكا شد ماهواره
جاي مين توي جنگ
كاشته شده نام وننگ
فيگور و ژست گرفتن
خورد و خوراك وخفت
به جاي شيميايي
فيلماي سينمايي
به جاي تانك و موشك
شبهه و ترديد و شك
به جاي هر نوع فشنگ
كاشته شده نام و ننگ
به جاي جنگ و جدل
سي دي هاي مبتذل
به جاي جنگ و فرياد
اسلحه شد اعتياد
اين دشمناي ايران
دشمن دين و ايمان
مي خوان كه منحرف شيم
از خدا منصرف شيم
بريم تو شور و بازي
با قرص هاي اكستازس
ميگن بايد شاد باشيم
مي خوان كه معتاد باشيم
حال و هوايي تازه
نعشگي و خميازه
جوون كه معتاد ميشه
نداره اون انديشه
ديگه آماده نيستن
صاحب اراده نيستن
جوون تو عيش و نوش
غيرت و ايمامن فروش
علافه و آس و پاس
دفاع براسش بي معناس
يه عده پست و جاهل
بدون فهم و غافل
به ماها نيش مي زنن
طعنه به ريش مي زنن
ريش و با ريشه زدن
دلا رو آتيش زدن
خدا و دين غريب شد
دينداري هم عجيب شد
چفيه عار و ننگ شد
بد حجابي قشنگ شد
تو اين بازار پر جوش
يه عده ايمان فروش
ميگن زمان جنگ نيست
اين كاراتون قشنگ نيست
يه عده اي كمونيست
ميگن شهيد الگو نيست
از ديدن كوچه ها
دق مي كنن بچه ها
شهيد شده فراموش
غيرتا گشته خاموش
به جاي اسم شهيد
به جاي رسم شهيد
تبليغ اجنبي شد
خون به دل نبي شد
يه عده دلسنگ شدن
پشيمون از جنگ شدن
يه عده هم تو داخل
مدير پست و جاهل
بي رگ و بي عار شدن
جوونا بي كار شدن
همونايي كه امام
با شور و خشم تمام
ميگفت نا محرم هستن
خنجراشون رو بستن
اين گروهك اون كاروان
اين نهضت و اون سازمان
اينها نفوذي هستن
همه بي خود و پستن
اينا همه جاسوسن
از همه چي ميترسن
اما ماها بيداريم
از هرزگي بيزاريم
ماها آماده هستيم
سربندا مونو بستيم
سربند يا فاطمه
كارو ميده خاتمه
با سربند يا عباس
با شور و عشق و احساس
با سربند يا حيدر
مي شيم فداي رهبر
((حسین مرادی))