سلام به همه
علائم ظهور حضرت مهدی (عج) که در کتابها آمده اند:
تعيين مصداق در زمان ما ممكن نمي باشد
چون خواجه نیست حاضر، معذور دار ما را
زمان دقیق ظهور به طور کامل معلوم و مشخص نمی باشد ولیکن علایمی كه برای آن ذکر کرده اند به دو قسمت تقسیم می شوند: یکی علایمی که مطلقاً دلالت بر ظهور دارد و دیگر علایمی که نشانه نزدیک شدن آن است،
وقایعی که به طور مطلق نشانه ظهور می باشند، بسیار است که به احادیث "أشراط الساعه" معروف و بیشتر بیانگر اوضاع و احوال جامعه و مردم می باشند.
اکثر این گونه از پیش بینی ها که در روایات بیان شده اند و قبل از ظهور حادث می شوند، اتفاق افتاده است؛ وقایعی از قبیل زیادی ظلم و فساد، ربا، عدم احترام به بزرگترها، خوار شدن مومنان، محترم شدن اهل فسق، شبیه شدن زنان به مردان و مردان به زنان در لباس و....
اما دسته دوم علایم مانند: خروج سفیانی و دجال و قیام سید حسنی و... که دلالت بر بسیار نزدیک شدن ظهور تا حد یک سال دارد، هنوز رخ نداده است.
تا به حال تقرِيبا تمامی نشانه هاي غير حتمي، ظهور يافته است و تنها نشانه هاي حتمي جامه وقوع نپوشيده است و تعيين زمان آنها فقط در علم غيب الهي رقم خورده است-با یک بیان - می توان گفت مقصود از علائم حتمی ظهور علامت هایی است که هرگاه آنها واقع شوند، قطعاً حضرت، ظاهر خواهند شد، که این علامتها چند نشانه محدود بیش نیست:
- خروج سفیانی
- ندای آسمانی بطوری که همه مردم دنیا آنرا می شنوند
- کشته شدن نفس زکیه (فرد هاشمی که در مسجدالحرام کشته خواهد شد)
- خروج یمانی(شخصی از یمن که زمینه ساز قیام آن حضرت است و هدایت بخش ترین قیام هاست)
- پر شدن زمین از ظلم و جور
- خسوف و کسوف غیر عادی(چرا که بر خلاف سیر طبیعی خسوف و کسوف، ماه در اوایل ماه قمری و خورشید در اواسط ماه قمری خواهد گرفت)
- طلوع خورشید از مغرب
- خروج سید حسنی خراسانی
برای آگاهی بیشتر به کتابهایی که علایم ظهور را ذکر نموده اند مراجعه نمایید مانند:
عصر ظهور، آقای علی کورانی و روزگار رهایی (ترجمه کتاب آقای کامل سلیمان) و ...
و يا به عبارتي ديگر مي توان گفت كه نشانه های دوره آخرالزمان و ظهور به دو دسته تقسیم می شوند:
1 – نشانه هایی که در اجتماع رخ می دهد و سبب تغییر اخلاق اجتماعی اقشار مختلف در جامعه قبل از ظهور می شود.
2 – حوادثی که بروز می کنند و علامت ظهور می باشند. حوادثی مثل خروج دجال، سفیانی، قتل نفس زکیه و ...
امّا برای بیان اینکه کدامیک از این مجموعه علائم تحقق پیدا کرده است به مواردی از نشانه های مذکور در روایات اشاره می کنیم:
نخست نشانه هایی در اخلاق اجتماع در قبل از ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه: حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم می فرمایند: ... "و رأیت العقوق قد ظهر و استخف بالوالدین" و آنگاه که می بینی عقوق ظاهر می شود و والدین خفیف وسبک شمرده می شوند.... "و یعیرونه بضیق المعیشه و یکلّفهونه ما لا یطیق حتی یوردوه موارد الهلکة" مرد را به سبب تنگ دستی سرزنش کرده او را به کاری که در توان او نیست مجبور می کنند تا اینکه به هلاکت می افتد.
"یجفوالرجل والدیه و یبرّ صدیقه" به والدین خود جفا و ظلم می کند و به دوستش نیکی کند.
"یغتری ولد علی ابیه و یدعو علی والدیه و یفرح بموتهما" به پدر خود بهتان می زند و والدین خود را نفرین کرده از مرگ آنها خوشحال می شود.
"یحسد الرجل اخاه و یسبّ أباه و یتعامل الشرکاء بالخیانه" نسبت به برادر خود حسادت می کند و به پدر خود ناسزا گفته به شریک خود خیانت می کند.
"اذا قطعوا الأرحام و منّوا بالطعام و اذا ذهبت رحمة الأکابر و قلّ حیاء الأصاغر" آنگاه که صله رحم از خویشاوندان قطع شود و به خوراک و طعام بر یکدیگر منّت گذارده شود و بزرگان بی ترحم و کوچکترها بی حیاء گردند.
"اذا انتهکت المحارم و الکتسب المآخم و سلّط الأثرار علی الاخیار و یفشوالکذب و یتباهون بالّلباس" آنگاه که از گناهان پرده دری شود و معصیت جمع آوری شود و افراد شرّ بر خوبان مسلّط شوند و دروغ شایع و رایج شده و به لباس فخر و مباهات شود.
"عندها یظهر الرباء و یتعا ملون بالرشی و یوضح الدین و ترفع الدنیا" در آن هنگام که ربا آشکار شده به وسیله رشوه معاملات صورت گیرد. دین رها شده دنیا ارزش پیدا می کند.
"اذا کثر الطلاق و لایقام حدّ" آنگاه که طلاق زیاد شود و حدود الهی اقامه نگردد.
و نیز از امام باقر علیه السلام روایت شده است که: " اذا اصبح المومن ذلیلاً و المنافق عزیزاً ویکون المومن أذلّ من الأمة" آنگاه که مومن خوار و ذلیل شمرده شود و منافق عزیز گردد و مومن از برده خوارتر باشد.
و چنانچه پیامبر می فرمایند: " اذا کنت فی عشرین رجلاً او أقل او اکثر فتصفّحت وجوههم فلم ترفیهم رجلاً یهاب فی الله فاعلم ان الأمر قد قرب" هر گاه میان بیست مرد یا بیشتر یا کمتر قرار گرفتی و در چهره ایشان جستجو کردی و مردی را که خدا ترس باشد نیافتی پس بدان که امر ظهور نزدیک شده است. [روایات منتخب در کتاب یوم الخلاص از صفحه 419 تا 443]
البته روایات در این زمینه بسیار گسترده است برای آگاهی بیشتر توصیه می شود به کتب مربوط مراجعه نمایید.
برای بیان دسته دوّم از علائم ظهور که صورت حادثه دارند می توان به احادیث فراوان شدن زلزله، گرانی اجناس و قحطی، زیاد شدن جنگها و آشوب و کثرت شبهات دینی و فتح عراق و نابسمانی عراق و شهر هایی چون بصره و ... و تصرّف بیت المقدس توسط اجانب غیر مسلمان و ... اشاره نمود.
اين موضوع در ضمن يك روايتى جامع بطور مشروح بيان شده و امام صادق(عليه السلام) آن را در 119 ماده بيان كرده است و اينك ترجمه روايت:
حضرت امام صادق(عليه السلام) به يكى از يارانش فرمود:
1 ـ هرگاه ديدى: حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند.
2 ـ و ديدى كه: ظلم همه جا را گرفته.
3 ـ و ديدى كه: قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.
4 ـ و ديدى كه: دين همچون ظرف تو خالى، و بى محتوا شده است.
5 ـ و ديدى كه: طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
6 ـ و ديدى كه: كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
7 ـ و ديدى كه: چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.
8 ـ و ديدى كه: افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذيرند.
9 ـ و ديدى كه: شخص بدكار، دروغ گويد، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.
10 ـ و ديدى بچه ها، بزرگان را تحقير كنند.
11 ـ و ديدى كه: قطع پيوند خويشاوندى شود.
12 ـ و ديدى كه: بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
13 ـ و ديدى نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند.
14 ـ و ديدى كه: زنان با زنان ازدواج نمايند.
15 ـ و ديدى كه: مدّاحى دروغين از اشخاص، زياد شود.
16 ـ و ديدى كه: انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.
17 ـ و ديدى كه: افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤمنين، به خدا پناه مى برند.
18 ـ و ديدى كه: همسايه به همسايه خود اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود.
19 ـ و ديدى كه : كافر به خاطر سختى مؤمن، شاد است.
20 ـ و ديدى كه: شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداوند متعال نمى ترسند.
21 ـ و ديدى: كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذليل است.
22 ـ و ديدى آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است.
23 ـ و ديدى اهل قرآن و دوستان آنها خوارند.
24 ـ و ديدى راه نيك بسته و راه بدباز است.
25 ـ و ديدى خانه كعبه تعطيل شده، و به تعطيلى آن دستور داده مى شود.
26 ـ و ديدى كه: انسان به زبان مى گويد ولى عمل نمى كند.
27 ـ و ديدى كه: مردان از مردان و زنان از زنان لذّت مى برند، (يا مردان خود را براى مردان، و زنان خود را براى زنان فربه مى كنند).
28 ـ و ديدى كه: زندگى مرد از راه لواط و زندگى زن از راه زنا تأمين مى شود.
29 ـ و ديدى زنان همچون مردان براى خود مجالس (نامشروع) تشكيل مى دهند.
30 ـ و ديدى كه: در ميان فرزندان «عبّاس»، كارهاى زنانگى به وجود آيد.
31 ـ و ديدى كه: زن براى زنا با مردان، با شوهر خود همكارى كند.
32 ـ و ديدى كه: بيشتر مردم و بهترين خانه ها، زنان را بر بدكارى كمك مى كنند.
33 ـ و ديدى كه: مؤمن، خوار و ذليل شمرده شود.
34 ـ و ديدى كه: بدعت و زنا آشكار شود.
35 ـ و ديدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند.
36 ـ و ديدى كه: حلال، حرام شود و حرام، حلال گردد.
37 ـ و ديدى كه: دين بر اساس ميل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطيل گردد.
38 ـ و ديدى كه: جرئت برگناه آشكار شود، و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد.
39 ـ و ديدى مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش.
40 ـ و ديدى كه: ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد.
41 ـ و ديدى كه: سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند.
42 ـ و ديدى كه: واليان در قضاوت رشوه بگيرند.
43 ـ و ديدى كه: پستهاى مهم واليان بر اساس مزايده است نه بر اساس شايستگى.
44 ـ و ديدى كه: مردم را از روى تهمت و يا سوءظن بكشند.
45 ـ و ديدى كه: مرد بخاطر همبسترى با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد.
46 ـ و ديدى كه: مرد از بدكارگى همسرش نان مى خورد.
47 ـ و ديدى كه: زن بر شوهر خود مسلّط شود، و كارهايى كه مورد خشنودى شوهر نيست انجام مى دهد، و به شوهرش خرجى مى دهد.
48 ـ و ديدى كه: مرد همسر و كنيزش را كرايه مى دهد و به غذاى پست (كه از اين راه بدست مى آورد) خشنود است.
49 ـ و ديدى كه: سوگندهاى دروغ به خدا بسيار گردد.
50 ـ و ديدى كه: آشكارا قمار بازى مى شود.
51 و ديدى كه: مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش مى شود.
52 ـ و ديدى كه: زنان مسلمان خود را به كافر مى بخشند.
53 ـ و ديدى كه: كارهاى زشت آشكار شده و هر كس از كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود.
54 ـ و ديدى كه: مردم محترم، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.
55 ـ و ديدى كه: نزديكترين مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت(عليهم السلام)ستايش شوند.
56 ـ و ديدى كه: هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش را قبول نمى كنند.
57 ـ و ديدى كه: در گفتن سخن باطل و دروغ، با همديگر رقابت كنند.
58 ـ و ديدى كه: شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است.
59 ـ و ديدى كه: همسايه از ترس زبان بد همسايه، او را احترام مى كند.
60 ـ و ديدى كه: حدود الهى تعطيل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.
61 ـ و ديدى كه: مسجدها طلاكارى (زينت داده) شود.
62 ـ و ديدى كه: راستگوترين مردم نزد آنها مفتريان دروغگو است.
63 ـ و ديدى كه: بدكارى آشكار شده و براى سخن چينى كوشش مى شود.
64 ـ و ديدى كه: ستم و تجاوز شايع شده.
65 ـ و ديدى كه: غيبت، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض ديگر را به آن بشارت دهند.
66 ـ و ديدى كه: حج و جهاد براى خدا نيست.
67 ـ و ديدى كه: سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند.
68 ـ و ديدى كه: خرابى بيشتر از آبادى است.
69 ـ و ديدى كه: معاش انسان از كم فروشى بدست مى آيد.
70 ـ و ديدى كه: خونريزى آسان گردد.
71 ـ و ديدى كه: مرد بخاطر دنيايش رياست مى كند.
72 ـ و ديدى كه: نماز را سبك شمارند.
73 ـ و ديدى كه: انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است.
74 ـ و ديدى كه: قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذيت كنند.
75 ـ و ديدى كه: هرج و مرج بسيار است.
76 ـ و ديدى كه: مرد روز خود را با مستى به شب مى رساند و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميتى به برنامه مردم ندهد.
77 ـ و ديدى كه: با حيوانات آميزش مى شود.
78 ـ و ديدى كه: مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى بر مى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديده اند).
79 ـ و ديدى كه: حيوانات همديگر را بدرّند.
80 ـ و ديدى كه: دلهاى مردم، سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا بر ايشان گران است.
81 ـ و ديدى كه: بر سركسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند.
82 ـ و ديدى كه: نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.
83 ـ و ديدى كه: فقيه براى دين، فقه نمى آموزد و طالب حرام، ستايش و احترام مى گردد.
84 ـ و ديدى كه: مردم در اطراف قدرتمندانند.
85 ـ و ديدى كه: طالب حلال، مذمّت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد.
86 ـ و ديدى كه: در مكه و مدينه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند، و هيچكس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.
87 ـ و ديدى كه: آلات موسيقى ولهو در مدينه و مكّه آشكار گردد.
88 ـ و ديدى كه: مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى ديگران او را از اين كار برحذر مى دارند.
89 ـ و ديدى كه: مردم به همديگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پيروى نمايند.
90 ـ و ديدى كه: راه نيك خالى و راه رونده ندارد.
91 ـ و ديدى كه: مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگين نشود.
92 ـ و ديدى كه: سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود.
93 ـ و ديدى كه: مردم و جمعيتها جز از سرمايه داران پيروى نكنند.
94 ـ و ديدى كه: به فقير چيزى دهند كه برايش بخندند ولى در راه غير خدا ترحم كنند.
95 ـ و ديدى كه: علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود.
96 ـ و ديدى كه: مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند.
97 ـ و ديدى كه: انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.
98 ـ و ديدى كه: عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.
99 ـ و ديدى كه: زنها بر مسند حكومت بنشينند، و هيچ كارى جز خواسته آنها پيش نرود.
100 ـ و ديدى كه: پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد.
101 ـ و ديدى كه: اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى، و زشتى انجام نداده، ناراحت است.
102 ـ و ديدى كه: قدرتمندان، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند.
103 ـ و ديدى كه: اموال حق خويشان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)(خمس) در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.
104 ـ و ديدى كه: به وسيله شراب، بيمار را مداوا كنند، و براى بهبودى بيمار آن را تجويز نمايند.
105 ـ و ديدى كه: مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دين بى تفاوت و يكسانند.
106 ـ و ديدى كه: سرو صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است.
107 ـ و ديدى كه: براى اذان و نماز مزد مى گيرند.
108 ـ و ديدى كه: مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند.
109 ـ و ديدى كه: شرابخوار مست، پيش نماز مردم شود.
110 ـ وقتى كه ديدى: خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند.
111 ـ و ديدى كه: قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.
112 ـ وقتى ديدى كه: استانداران از روى طمع، خائنان را امين خود قرار دهند.
113 ـ و ديدى كه: فرمانروايان، ميراث(مستضعفان) را در اختيار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.
114 ـ و ديدى كه: بر روى منبرها از پرهيزكارى سخن مى گويند ولى گويندگان آن پرهيزكار نيستند.
115 ـ و ديدى كه: صدقه را با وساطت ديگران بدون رضاى خداو بخاطر در خواست مردم بدهند.
116 ـ وقتى كه ديدى: وقت (اوّل) نمازها را سبك بشمارند.
117 ـ و ديدى كه: هَمّت و هدف مردم، شكم و شهوتشان است.
118 ـ و ديدى كه: دنيا به آنها روى كرده.
119 ـ و ديدى كه: نشانه هاى برجسته حق، ويران شده است، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد...
البتّه بايد توجّه داشت، كه اين نشانه ها هم اكنون در دنياى غرب، در اروپا و آمريكا و حتى بعضى از كشورهاى آفريقا و آسيا وجود دارد و ان شاءالله زمينه اى براى ظهور امام قائم(عج) گردد.
منبع :سايت امام مهدي (عج)
سلام
قرار گرفتن کاوشگر کاملا ایرانیه جمهوری اسلامی ایران در مدار فضا و دهه فجر بر همه ایرانیان فهیم، مبارک و بر تمامی ضد انقلاب ها تسلیت باد.
ایرانی همیشه سرافراز است.
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
حتما تا به حال پيش آمده كه در خلوت با خداي خود راز و نياز كنيد.
متن زير نامه اي است صادقانه كه توسط برادر ارجمند آقاي مهدي چگيني در روزنامه همشهري(يا جام جم ويا كيهان )به چاپ رسيد .
در خواب ديدم با خدا گفتگويي داشتم.
خدا گفت مي خواهي با من گفتگو كني؟
گفتم اگر وقت داريد.
خدا لبخند زده؛وقت من ابدي است.
چه مي خواهي بپرسي؟
گفتم چه چيز بيش از همه درباره انسانها شما را متعجب كرده است؟
خدا پاسخ داد:اين كه آنها از بودن در دوران كودكي ملول مي شوند . عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران كودكي را مي خورند؛اينكه سلامتيشان را صرف به دست آوردن پول مي كنند و بعد پولشان را خرج بازگشت سلامتيشان مي كنند؛ اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند ، طوري كه زمان حال فراموششان مي شود ، چنان كه ديگر نه در حال زندگي مي كنند و نه در آينده؛اين كه چنان زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و چنان مي ميرند كه گويي هرگز زنده نبوده اند؛خداوند دستهاي مرا در دست گرفت و هر دو مدتي ساكت بوديم.
بعد پرسيدم به عنوان خالق انسانها ، مي خواهيد انها چه درسهايي از زندگي ياد بگيرند؟
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد: ياد بگيرند كه نمي توانند ديگران را مجبور به دوست داشتن خود كنند. همه كاري كه مي توانند بكننداين است كه اجازه دهند خودشان دوست داشته شوند؛ياد بگيرند كه خوب نيست خود را با ديگران مقايسه كنند؛ياد بگيرند كه ثروتمند كسي نيست كه دارايي بيشتري دارد ، بلكه كسي است كه نياز كمتري دارد، ياد بگيرند كه ظرف چند ثانيه مي توانند شكاف عميقي در دل كساني كه دوستشان دارند ايجاد نمايند،ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا تا زخم التيام يابد؛با گذشت بخشيدن را ياد بگيرند،ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را عميقا دوست دارند،اما بلند نيستند احساساتشان را ابراز كنند يا نشان دهند؛ياد بگيرند كه مي شود دو نفر به يك موضوع واحد نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند و ياد بگيرند كه هميشه كافي نيست ديگران آنها را ببخشند،بلكه خودشان هم بايد خود را ببخشند.
من فروتنانه گفتم؛براي وقتي كه به من داديد، متشكرم.آيا چيز ديگري نيست كه دوست داشته باشيد بندگانتان ياد بگيرند؟
خدا خنديد و گفت:فقط بدانند كه من هموارهبا آنها هستم ،براي هميشه.
به كوري چشم دشمنان
ولايت فقيه ما ولايت علي بود
حمايت ازخامنه اي حمايت از علي بود
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
اولا كه علت اينكه يك كم دير دارم مي نويسم اينه كه مدتي بود كه مريض شده بودم و حال و حوصله بحث نبود و دوما تا ديروز 2تا امتحان خفن داشتم كه حسابي مارو سر كيف آورد!
اما بعد
اين مطلب رو در مورد ((بدون شرح)) مي نويسم تا يه كم سرح بهش بدم!:
خانم محترم به قول خودتون: اگر یک بچه 10 یا 12 ساله هم بخواند بدون ترس وتعصب متوجه همه چیز میشود. من نمي دونم شما چطور متوجه نشديد اين آقاي موسوي لاري كه من گفتم قران ترجمه مي كنه با پول خودش اين كار رو مي كنه و فكر نمي كنم به ما ربطي داشته باشه ايشون با پول خودشون چي كار مي كنه همين طور كه من نگفتم شما چطور هزينه زندگي در آمريكا رو مي پردازيد و اصلا اونجا چي كار مي كنيد؟؟؟!!!
در مورد 29 سال انقلاب عارض شم خدمتتون كه حداقل اينه كه از زير سلطه ابرقدرت ها بيرون اومديم و اين كه ارزشمون به اندازه انسان شده و ديگه ارزش ما مثل زمان شاه از يه سگ آمريكايي كمتر نيست و فكر مي كنم كه اگر فقط همين كار تو اين 29 سال انجامن شده باشه كافيه ((ارزش ما ارزش انسان شده)) و (( شاه فقيدتون ما رو تا اندازه سگ پست كرده بود)).
در مورد ولايت فقيه و ديكتاتوري بيشتر بگو تا من هم بتون جواب بدم نه گنگ و سربسته و الكي.
در مورد زنان پيامبر (ص) هم توضيح دادم.
در ضمن من تا الان به اعتقادات شما احترام گذاشتم ولي شما ادب بحث رو رعايت نمي كنيد و من هي مماشات مي كنم ولي از اين به بعد اگر به قران بي احترامي كنيد و دائم از كلمه وحشيانه استفاده كنيد ديگر آروم نمي شينم و من هم چيزهايي رو مي گم كه نبايد بگم. اينكه شما ميگيد قران وحشيانه يعني همه پيروان قران وحشي هستند و شما خانم با ادب داريد دائم به 70 ميليون هم وطن و ميلياردها مسلمان جهان توهين مي كنيد همون كاري كه شاه عزيزتون كرد و ايراني ها رو با سگ برابر كرد.
قوانين اسلام قابل اجراست، هم شما مي دونيد و هم من ولي اون چيزي كه نمي ذاره اسلام اجرا بشه عقده هاي دروني ما و نفس كثيف ماست .
در مورد عقب افتادگي گفتيد اولا كه ما الان چز 8 كشور هسته اي جهان هستيم و اين كم چيزي نيست البته مطمئنم كه مي گيد زمان شاه داشتيم هسته اي مي شديم اما با پشتوانه كي ؟؟؟؟ با نيروي متخصص كجايي ؟؟؟ نيرويي كه هر وقت دوست داشت ما رو به خاك سياه مي كشوند.
در ضمن شما الان آمريكا هستيد . شما براي ايران چي كار كرديد ؟ دو حالت بيشتر براي خروج شما از ايران نيست:
1- شما داراي تخصصي بوديد كه زمينه هاي فعاليت در ايران براتون نبوده وبه آمريكا رفتيد تا از فضاي اونجا استفاده كنيد پس حاضر نشديد كه بمونيد و بجنگيد تا ايران از تخصصتون استفاده كنه .
2- شما داراي ثروت زيادي هستيد و براي رفاه از ايران كوچ كرديد تا از رفاه موجود در آمريكا استفاده كنيد و نمونديد تا از ثروت خودتون در آباداني ايران استفاده كنيد. و عطاي وطن رو به لقاي اون داديد و رفتيد.
در هر دو حالت شما حاضر به مبارزه براي ايجاد ايراني سرافراز و آباد نشديد پس صلاحيت صحبت در مورد ايران را نداريد چون ما هر كاري در ايران انجام بديم در ايراني براي خودمونه و نه آمريكاي شما.
در مورد امام حسين و ... گفتيد ؛ من متاسفم كه ديد جهان بيني شما اينقدر ضعيفه كه فقط قدرت امام ها رو براي انداختن هواپيما و ... مي دونيد ؛ اگر اين حرف شما درست باشه پس خدا هم نيست چرا كه اون هم اگر بود هواپيماي بوش و شارون رو مي انداخت!!!!در مورد جلوگيري از قتل خودشون حرف زديد كه نشون داد اصلا از علم امامت مطلبي نمي دونيد ؛ بندهع خدا امام علي سالها قبل از شهادتشون خبر از قتلشون به دست ابن ملجم داده بودند و حضرت ابراهيم براي قتل امام حسين گريه كردند اما چرا اونها با علم به اين قضيه جلوي قتلشون رو نگرفتند براي اينه كه استفاده شخصي از علم امامت و قدرت اسم اعظم حق ممنوعه و كسي نبايد از اونها استفاده شخصي كنه براي همينه كه امام حسين (ع) كه مي تونست با يك ايجاز در كربلا آب به دست بياره ولي اين كار رو نكرد.
در مورد فرزندان رفسنجاني گفتيد كه اولا من نمي دونم پسرهاش چه كساني هستند و دوما چه سالي دارند ولي چرا از اين همه كه رفتند چيزي نگفتيد مثل باكري و جهان آرا و تندگويان (وزير نفت) ؛ تازه اين چه ربطي به اسلام و ايران داشت؟؟؟
در مورد اعتياد اگه يه كم فقط يه كم مطالعه داشتيد اين حرف رو نمي زديد ؛ بر طبق آمار بين المللي ايران بزرگترين مبارزه كننده با مواد مخدره و بيشترين شهيد رو در اين راه داده و جالبه كه بدونيد بر طبق كتاب خاطرات ارتشبد فردوست كه به قلم خودشه اشرف پهلوي بزرگترين باند قاچاق ايران رو با حمايت كامل دربار هدايت مي كرده و داشته. در ضمن ايران دروازه صادرات قاچاق به اروپا از طريق افغانستان(بزرگترين توليد كننده مواد مخدر) و پاكستان به اروپاست و رونق جهاني مواد مخدر در ايران هم تاثير داره.
در مورد اينكه من شايد مسيحي مي شدم قبول دارم ولي تا جايي كه امكان داره دارم كتابهاي اديان ديگه مثل تورات و انجيل و ... و كتابهاي تاريخ اديان رو مي خونم تا دينم مثل شما موروثي نشه!!!
در مورد اينكه گفتيد: توضیحات فقط برای ادمهای احمق کار میکند باز هم برخلاف ادب رفتار كرديد و قوانين نانوشته هر صحبتي رو زير پا گذاشتيد و به من و كساني كه در طبقه من هستند توهين كرديد كه اين هم دليلش نداشتن استدلال درسته وگرنه همون طور كه دفعه اول گفتم چرا توهين؟
واما در مورد تفسير :
قران داراي شرايط نزول و شان نزول و آيات بشارت دهنده و ...است كه بعضي از آنها به دلايل خاص انزال شده اند و براي درك آنها بايد به متخصصين مراجعه كرد تا مفهوم آيه مشخص شود مثلا نمونه آن آيه انما وليكم الله و... هستش كه تا به تفسير مراجعه نشه و از قضيه دادن انگشتر حضرت علي با خبر نشد نمي توان از آيه سردر آورد.
اما حيفه آدم واقعا اين جملات رو نخونه كه از آقا يا خانم مهر a new world ! هست:
اگر این کلام خدا باشه ، مگه خدا می ترسیده که اسم امام سوم رو بدون اشاره و مستقیم بیاره!
براش توضيحي نمي نويسم و قضاوت با خودتون!!!