تبليغاتX
جنگ خاموش (جبهه فرهنگی)
بسم الله الرحمن الرحیم
 
هری پاتر و اسطوره سازی غربharry potter
اين داستان هم زنده كننده يادِ واقعه ي مشكوك هلوكاست است و هم نشان دادن يك الگو و منجي (آمريكا) و هم منحرف كننده اذهان به ماورا الطبيعه است.
من يكي از خوانندگان مجموعه كتاب هاي هري پاتر و بينندگان فيلم هاي هري پاتر هستم. مدتي پيش كه تازه كتابهاي هري پاتر را به پايان رساندم، به نكاتي برخوردم، كه تقديم خوانندگان جست و جوگر مي كنم .شايسته است پيش از هر چيز به خلاصه ي داستان توجه فرماييد:
هزاران سال پيش در جامعه ساحران چهار جادوگر بزرگ به نام هاي گودريك گريفندور، هلگا هافلپاف، روينا رونكلاو  و  سالازار اسليترين  به تاسيس مدرسه اي با نام هاگوارتز براي آموزش سحر اقدام كردند.  اين چهار جادوگر كه چهار گروه را در مدرسه به وجود آوردند، بنا به سليقه و تفكر خود به آموزش پرداختند.  اما در ميان اينها سالازار اسليترين به اين عقيده داشت كه بايد جادوگراني را در مدرسه تعليم دهيم كه داراي خون خالص جادوگري هستند، يعني پدر و مادر آنها جادوگر باشند (و انواع ديگر جادوگران به اين صورت است كه: يكي از والدين جادوگر باشد، يا هيچ يك از والدين جادوگر نباشد و فقط فرزند ساحر متولد شده باشد ) آن سه جادوگر ديگر با عقيده ي وي موافق نبودند بنابراين اسليترين از مدرسه خارج شد و قبل از خروج از مدرسه تالاري را در اعماق آن بنا كرد و هيولايي را در آن نهاد و درب تالار را بست  به اميد اينكه روزي نواده واقعي اش برگردد و با باز كردن درب تالار، مدرسه را از وجود خون ناخالص  پاك كند.

هزاران سال بعد از آن چهار جادوگر، پسري به نام « تام مارلو ريدل » كه داراي استعداد جادوگري است همراه ديگر محصلين وارد هاگوارتز مي شود و سال اول تحصيل خود را آغاز مي كند. سالها مي گذرد و آن پسر كوچك  كه اينك نوجواني شده، متوجه مي شود كه مادرش جادوگر و پدرش غير جادوگر بوده و در عين حال از خون مادري اش به سالازار اسليترين مي رسد. او در مدت تحصيلش در هاگوارتز دوستاني را در كنار خود جمع مي كند. ‹ تام ›  براي خلاص شدن از نام پدرش كه يك غير جادوگر بوده، اسم خود را به   « لُرد ولدمورت » تغيير مي دهد. او يك بار موفق به باز كردن تالار اسرار مي شود كه در پي آن دختري به  وسيله ي هيولاي آزاد شده از تالار، كشته مي شود. تام ريدل از آنجايي كه زير نظر يكي از اساتيد خود به نام دامبلدور بوده موفق به باز كردن تالار براي بار دوم نمي شود و بعد از مدتي تصميم به ترك مدرسه مي گيرد . سال ها بعد ولدمورت به همراه يارانش كه به مرگخواران معروف اند با نيروي سياه خود به جامعه جادوگري حمله مي كنند و با اين كه با مقاومت هايي روبرو مي شوند ولي باز به كشتار ادامه مي دهند. پيش گويي رخ  مي دهد كه در آن گفته شده است كه كودكي به دنيا خواهد آمد، كه ولدمورت را نابود  مي كند، ولدمورت در صدد كشتن آن كودك بر مي آيد و زماني كه كودك يك سال دارد، ولدمورت او را پيدا مي كند. ولدمورت پدر و سپس مادر كودك را به قتل مي رساند. و زماني كه مي خواهد كودك را با طلسم مرگ به قتل برساند، طلسم به خودش بر مي گردد و او نابود مي شود. جهان جادوگري دوباره روي آرامش را  مي بيند.


ادامه ي مطلب ...
نوشته شده توسط قاسم در جمعه سیزدهم شهریور 1388

لينك مطلب


درباره وبلاگ

به نام خدا
سلام به همه
توضیح من یک جمله است:
امروز زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست.
امیدوارم با دیدن این وبلاگ به تقوای شما اضافه بشه و من رو از دعاتون محروم نکنید.
دوستدارتون قاسم
لینکدونی
جستجو


نویسنده
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati


-----------------
--------------------


Design : LearningBet

------------------------ ------------------------------